آدمی از روزگاران بسیار دور و پیش از تاریخ، از پیکر یا چهره‌ی جانوران نشانه‌هایی برای خود بر می‌گزیده است. الفباهای نخستین و گوناگون ریشه‌ای از پیکره و اندام گیاهان و جانوران دارد و نمونه‌هایی از خط هیروگلیف که در دست است یادمانی از روزگار کهن می‌باشد. در کشور ما ایران نیز که تاریخی کهن و فرهنگی ژرف دارد نیز از پیکره‌ی خورشید، ماه، اختران و نماد دام‌ها مانند: گوسفند، اسب سفید و گراز و درندگانی همچون: شیر، پلنگ، گرگ و پرندگان همانند: شاهین، کبوتر و نیز برخی گیاهان چون برگ زیتون و خوشه‌ی زرین برای درفش‌ها و روی سکه‌ها بهره‌برداری کرده‌اند. چرا انسان به این نمادها دلبستگی دارد؟ آیا خواستن و دلبستگی به این نگاره‌ها که نمودار دلیری، نیرومندی و بلند‌پروازی یا زیبایی و سرافرازی به شمار می‌آید، نشان و یادمانی از دوران‌های نخستین و وحدت و یکپارچگی تاریخی ملت‌ها نیست؟
در زمان ها بسیار دور انسانها برای برقراری ارتباط با یکدیگر از اشکال و فرم ها که برروی سنگ ها، کتیبه ها یا دیوارها حک می شده است، استفاده می کردند. با گذشت زمان این اشکال رنگ و بوی حروف را به خود گرفته اند و به درستی که حروف خود تغییر شکل یافته اشکال می باشند. انتقال معانی و مفاهیم از طریق نمادها و اشکال سابقه طولانی در زندگی بشر دارد. امروزه نیز برای نشان دادن مثلا رستوران در چند کیلومتری جاده یا نزدیک بودن پمپ بنزین در مسیر، از اشکال استفاده می شود. علائم راهنمایی و رانندگی نیز خود گویا این مطلب است که اشکال در القای مفاهیم نقش بسیار عمده ای را بازی می کنند و هرچه ساده تر باشند و مفهوم واضح تری را در عین سادگی منتقل نمایند، ارزش بیشتر را دارا هستند.
نشانه ها یا نمادها یا علائم معنی دار همواره درون نوعی شکل هندسی قرار دارند و باید اذعان داشت که حروف نیز که خود از تغییر شکل اشکال و فرمها به وجود آمده اند، از درون چند شکل هندسی دایره مثلث و مربع قابل تعریف می باشند.
در صورت کلی نگری، مفاهیم القایی از نمادها و اشکال از سابقه ذهنی و روش زندگی بشر در کهن نشات گرفته و شناخت این مفاهیم از آنجا شیرین می گردد که خبر از گذشته های دور و افکار نیاکان می دهد.
همچون توتم که نماد کلان است و کارویژه‌های وحدت بخش و شناسه‌ی خویشاوندی‌، یگانگی و سرنوشت تاریخی مشترک دارد. درفش (بیرق – پرچم) نیز نماینده‌ی گروهی از «جمعیت» است که دارای «قلمرو» بوده و زیر نفوذ حاکمیت یک «قدرت برتر» اداره و رهبری می شود را به معرض نمایش می‌گذارد. برگزیدن رنگ‌ها، پیکره‌ها و نشانه‌های پرچم‌ها بی شک با شیوه‌ی اندیشه، هدف، آرمان ملی، صلح دوستی و نوع‌پرستی، کیش و ملیت و موقع جغرافیا و سرانجام توتم‌های تیرها بستگی گسست‌ناپذیر داشته و دارد. مردمانی که از گذشته‌ی دور در کنار دریاها و اقیانوس ها زندگی می‌کرده و به داد و ستد و بازرگانی از راه دریا می‌پرداخته، رنگ آب در اندیشه و درون آن‌ها جای دارد. چنان‌که کشور چین یا سرزمین خورشید بر گوشه‌ی پرچم خود نقش خورشید را دارد. امروزه‌، پرچم‌های بسیاری وجود دارد که بر آن‌ها نقش جانوران، ستاره، خورشید، ماه، پرندگان، درخت، گل و گیاه و شمشیر دیده می‌شود. رنگ‌ها نیز ضمن آن‌که با صلح دوستی مردم بستگی دارد، با شور و احساس آنان نیز در پیوند است. زیرا نماد و نشانه‌ی ویژه‌ی پیشوایان بوده استصفویان دودمانی ایرانی[۱] و شیعه بودند که در سال‌های ۸۸۰ تا ۱۱۰۱ هجری خورشیدی (برابر ۱۱۳۵-۹۰۷ قمری و ۱۷۲۲-۱۵۰۱ میلادی)[۲]بر ایران فرمانروایی کردند. بنیانگذار دودمان پادشاهی صفوی، شاه اسماعیل یکم است که در سال ۸۸۰ خورشیدی در تبریز تاجگذاری کرد و آخرین پادشاه صفوی، شاه سلطان حسین است که در سال ۱۱۰۱ خورشیدی از افغان‌ها شکست خورد و سلسلهٔ صفویان برافتاد.[۳][۴[.
دوره صفویه از مهم‌ترین دوران تاریخی ایران به شمار می‌آید، چرا که با گذشت نهصد سال پس از نابودی شاهنشاهی ساسانیان؛ یک فرمانروایی پادشاهی متمرکز ایرانی توانست بر سراسر ایران آن روزگار فرمانروایی نماید. بعد از اسلام، چندین پادشاهی ایرانی مانند صفاریان، سامانیان، آل بویه و سربداران روی کار آمدند، لیکن هیچ‌کدام نتوانستند تمام ایران را زیر پوشش خود قرار دهند و میان مردم ایران یکپارچگی پدید آورند.[۵]این دوره یکی از سه مرحله دوران طلایی اسلام و دوره اوج تمدن اسلامی است.[۶[

صفویان، آیین شیعه را دین رسمی ایران قرار دادند و آن را به عنوان عامل همبستگی ملّی ایرانیان برگزیدند. شیوه فرمانروایی صفوی تمرکزگرا و نیروی مطلقه (در دست شاه) بود. پس از ساختن پادشاهی صفویه، ایران اهمیتی بیشتر پیدا کرده و از ثبات و یکپارچگی برخوردار گردیده و در زمینهٔ جهانی نام‌آور شد.[۷] در این دوره روابط ایران و کشورهای اروپایی به دلیل دشمنی امپراتوری عثمانی با صفویان و نیز جریان‌های بازرگانی، (به ویژه داد و ستد ابریشم از ایران) گسترش فراوانی یافت. در دوره صفوی (به ویژه نیمه نخست آن)، جنگ‌های بسیاری میان ایران با امپراتوری عثمانی در غرب و با ازبکها در شرق کشور رخ داد که علت این جنگ‌ها جریان‌های زمینی و دینی بود.[۸[

ایران در دوره صفوی در زمینه مسائل نظامی، فقه شیعه، و هنر (معماری، خوشنویسی، و نقاشی) پیشرفت شایانی نمود. از سرداران جنگی نامدار این دوره می‌توان قرچقای خان، الله‌وردی خان، و امامقلی خان را نام برد که هر سه از سرداران شاه عباس یکم بودند. از فقیهان و دانشمندان نامی در این دوره میرداماد، فیض کاشانی، شیخ بهایی، ملاصدرا، و علامه مجلسی نام‌ور هستند. هنرمندان نامدار این دوره نیز رضا عباسی، علیرضا عباسی، میرعماد، و آقامیرک هستند.[۹]از شاعران بزرگ و نامدار این دوره می‌توان به وحشی بافقی، صائب تبریزی، محتشم کاشانی و میر رضی آرتیمانی اشاره کرد صفویان همواره بزرگترین سد در برابر ترکان عثمانی بودند و اندیشهٔ بازپس‌گیری مرزهای هخامنشیان و اشکانیان و ساسانیان را داشتند. صفویان در جنگ‌های خود با عثمانی‌ها همواره با نام ایران می‌جنگیدند. ترکان عثمانی تا پیش از بیرون رانده شدنشان به دست شاه عباس بزرگ، آذربایجان و قفقاز را به اشغال درآورده و از مردمان این سامان کشتار فراوانی کردند. صفویان فرهنگ، هنر، موسیقی، معماری ایرانی و ادبیات پارسی را گسترش می‌دادند و سرانجام شاه عباس پایتخت خود را به اصفهان جابجا کرد.
همانند نام، پرچم و نشان هر کشور در شناخت آن کشور نقش مهمی دارد و نشان دهنده انگیزه ها، آرمان ها چگونگی نگرش سیاسی مذهب و فلسفه یک ملت و بیان کننده شرایط جغرافیایی فرهنگی و حوادث سرنوشت ساز در تاریخ یک ملت است. نظر به اهمیت ویژه پرچم مطالعه علمی پرچم ها معنا و مفهوم و سیر دگرگونی آنها در گزارشی کوشیده ایم به مطالعه تاریخچه و مفهوم نهفته در رنگ ها، نشانه های موجود در پرچم کنونی ایران بپردازیم.

لینک دانلود فایل PDF مربوط به پست: ۱۷_safavieh