ارتباطات اساس زندگی انسان است. انسانی که نمی تواند به تنهایی نیازهای خود را برطرف کند و طبق ادله دانشمندان انسان موجودی است اجتماعی. انسان در این جهان به ارتباطات زنده است و از آن بهره جسته تا توانسته به این مرحله از پیشرفت برسد که صدایی را از یک نقطه در کره زمین به نقطه ای دیگر با فاصله ای هزاران کیلومتری در کسری از زمان انتقال دهد. به راستی اگر ارتباطات نبود و انسان اجتماعی زندگی نمی کرد، آیا می توان برای او چنین پیشرفتهای تحیرآمیزی متصور بود ؟
انسان از آن ابتدا که دستور و قوانین زبانی مشخصی برای ادای کلمات و مفاهیم نداشت مجبور بود از اشیا و نمادهایی برای فهماندن پیام خود استفاده کند. بر اساس تحقیقات باستان شناسی پرچم یکی از این نمادهای ابتدایی بوده است، اما نه به شکل امروزی. اطلاعات به دست آمده از تحقیقات باستان شناسی می گوید صفحات فلزی و یا تیرکهای چوبی به عنوان پرچم استفاده می شد. این پرچم در طول سالیان و به خاطر تجارب اندوخته شده انسان تغییرات زیادی کرد و از اشیا دیگری هم برای پرچم استفاده می شده است مثل مو و پوست حیوانات و …. .
در هر زمان که انسان وسیله ای پیدا می کرد که با آن می توانست بهتر پیام و منظور خود را برساند، از آن در ارتباطات به طور گسترده تری استفاده می کرد و از آن زمان که فهمید می شود چیزی را برافراشت و در ارتفاع قرار داد و از آن طریق پیام و منظور خود را رسانید، سعی کرد که برای هر منظوری یک نماد و یا به قول امروز یک پرچمی ایجاد کند. سپس همین انسان دریافت که می شود روی پوست حیوانات ایجاد تصویر کرد و منظور و پیام خود را بر روی این پوست نوشت و آن را برافراشت تا از نقاط دوردست نیز پیامش منتقل شود. این طور بود که بر اساس دریافت ها و پیشرفتهای بعدی انسان توانست از الیاف طبیعی رنگها را استخراج کند و از آن رنگها برای ساخت هر چه بهتر نماد یا پرچم خود بهره جوید. اینجا بود که بحث رنگها و معانی و مفاهیم و خواص رنگها برای اولین بار مطرح می شد. انسان طی قراردادهایی که برای خود گذاشت، برای هر مفهومی یک رنگ در نظر گرفت و به خاطر همین موضوع سعی کرد تا مفاهیم درون ذهنش را با رنگهای طبیعت مطابقت دهد. یا به عبارت بهتر سعی کرد تا برای مفاهیم درون ذهنش رنگی پیدا کند. اما یک نکته را نباید از نظر دور داشت و آن اینکه برداشت همه انسانها از رنگها یکسان نیست و افراد برای رنگها معانی و کاربردهای مختلفی قائل هستند. پس به این ترتیب در هر مکانی و یا در هر جغرافیای به خصوصی، معانی متفاوتی برای رنگها وجود دارد. مثلا در شرق آسیا رنگ قرمز یک معنا و مفهومی دارد که در جنوب آفریقا این معنی متفاوت است. حال با این تفاصیل می توان دریافت که چرا پرچمهای گوناگون به عناوین گوناگون و با طرح های گوناگون ساخته می شوند. اینکه مثلا رنگ قرمزی که در پرچم آفریقای جنوبی است معنی کاملا متفاوتی دارد نسبت به رنگ قرمز پرچم ژاپن. اینکه مثلا چرا کشورهایی که در یک منطقه آب و هوایی زندگی می کنند و بعضا زبان نزدیک به هم نیز دارند ولی پرچم های مختلف با طرح های مختلف دارند.
پس با این اوصاف می شود در مورد پرچمهای مختلف به تحقیق پرداخت، چرا که با فهمیدن چرایی و چگونگی طراحی آن می توان به ارزشها و چارچوب نظری و در نهایت با فرهنگ مردم صاحب آن پرچم آشنا شد. می توان فهمید که رنگ قرمز در فرهنگ های مختلف چه معناهایی می تواند داشته باشد. می توان فهمید که نمادهای گوناگون که ممکن است در ذهن ما هیچ ارزش و مفهومی نداشته باشند، در یک فرهنگی از بالاترین ارزش و معنی برخوردار باشد. ودر مورد ابعاد پرچم و یا هر اطلاعات دیگری.

لینک دانلود فایل PDF مربوط به پست: ۱۳_south_africa