پرچم در ادبیات عامه ومتون ادب فارسی از دیر باز حضور پررنگی داشته است. ایرانیان برای صدا کردن شیئی که نماد دولت وحاکمیت آنهاست چندین وچند کلمه دارند والبته چند عبارت هم باآن ساخته اند .شاید نخستین واژه برای نامیدن چیزی که عموم مردم آن را پرچم می نامند درفش بوده است . سابقه این واژه به همان درفش کاویانی باستانی برمی گردد ودر شاهنامه ، متن کهن ادب پارسی هم از این واژه استفاده شده است . درفش واژه ای کاملا ایرانی است ومعنای اصلی آن به روایت لغتنامه دهخدا پارچه ای است که بر بالای سر می بندند .بنابراین ابتدا درفش به معنای پرچم امروزی نبوده . اما از آنجا که مصدر درفشیدن به معنای ارزیدن بود . وپرچم ها هم شباهت زیادی به آن پارچه متعلق به لباس داشتند از واژه درفش برای آن کاربرد هم استفاده شد . اما برای این واژه چهار معادل بیگانه وجود دارد . بیرق که واژه ای ترکی ومعادلی برای درفش است بیرق در شعر شاعران فارسی به صورت مکرر استفاده شده است . واژه هایی چون علم ولواهم از زبان عربی وارد زبان ما شده . پرچم وسیله ای است ارتباطی از دیار باستان در سرزمین های مختلف در میان اقوام مختلف پرچم وجود داشته پرچم به دلیل ساده بودن کلمه باتوجه به دستور زبان آن پیچیده نیست ودر میان اقوام مختلف بیشتر مورد استفاده قرار می گرفته است پرچم یک وسیله ارتباطی است که از رنگ ها، طرح ها ، ابعاد گوناگونی شگل گرفته که این رنگ ها وطرح ها باعث ایجاد شکل پرچم خواهد شد که هرکدام از رنگ ها وطرح ها در ابعاد گوناگون نمادی است که بجای واقعیت می نشیند که آن واقعیت می تواند ارزشها وهنجارهایی باشد در قلمرو یک سرزمین کهن که تا به امروز جاری بوده است . جغرافیای سراسر زمین باعث ایجاد قومیت های مختلف ،فرهنگ های مختلف که دارای ارزشها وهنجارهای گوناگونی بود. مذهب به صورت الهی وغیر الهی می تواند تاثیر بسزایی در شکل گیری وتغییر فرهنگ ها داشته باشد مذاهب الهی که به یهودیت ، اسلام ، مسیهیت به صورت مذاهب امروز تبدیل شده تاثیر بسزایی در فرهنگ میلیاردها انسان گذاشته مذهب بود. افراد به وسیله اهداف و وسایل مشترک سازماندهی می شوند و سمت کلان  حرکت می کنند و ساختار ها ساخته می شوند تا وقتی که این وسیله و هدف سازماندهی نشود معنی پرچم نمی شود از دل آن در بیاوریم.