پَرچَم یا دِرَفْش الگو:به فارسی افغانستان نماد یک گروه، سازمان، یا کشور است که بیشتر روی پارچه یا کاغذ به صورت رنگی درست می‌شود. در قدیم، پرچم نماد اتحاد و تمایز در جنگ‌ها به شمار می‌رفته‌است.
درفش کاویان و بیرق سفید با نقش عقاب از پرچم‏های قدیمایران هستند.
به پرچم، بیرق و درفش هم می‏گویند .
به دسته‏ای از موی نوعی گاوکوهی که سر یک چوب یا بالای نیزه یا درفش می‏گذاشتند پرچم می‏گفتند.
چنگیز پرچمی داشته که از ۹ دسته موی دم اسب درست شده بود.
معادل عربی پرچم، علم است.
معنی رنگ‏های پرچم‏ها
رنگ‏های پرچم‏های کشورها، متفاوت است. هر رنگ یک معنی دارد. گاهی اوقات این معنی، در بین مردم یک کشور با مردم یک کشور دیگر فرق دارد. مثلاً در پرچم‏های کشورهای اسلامی اغلب رنگ سبز وجود دارد.این رنگ نشان می‏‏دهد که مردم آن کشور مسلمان هستند.
درفش یا پرچم ایران باستان
در ایران باستان نه تنها یگان¬ها دارای درفشهای ویژه¬ای بوده¬اند، بلکه هر یک از فرماندهان درفشی و نشانه¬ای داشتند که بر بالای محل اقامت خود برمی-افراشتند و سربازان درفش فرماندهان را می¬شناختند و هرگز در میان انبوه سپاه به اشتباه دچار نمی شدند. اما پرچم کوروش کبیر یا درفش هخامنشیان بسیار شایسته و معرف روح بلند پرواز و مبتنی بر یک اصل کلی و سنت کهن مردم این سرزمین
می¬باشد. درفش کوروش عقابی بود از زرناب با بالهای گشوده که بر نیزه بلندی قرار داشت. در جایی دیگر نیز توصیفی از پرچم هخامنشیان شده است و آن زمانی است که اردشیر دوم در سال ۴۰۴ پ.م به پادشاهی رسید. گزنفن که خود جز سپاهیان اردشیر دوم بوده است
و باز:…پرچم منگوله یا شرابهٔ ابریشمی، موی یا دم غژگاو را می‌گفتند که بر سر درفش و نیزه می‌بستند. این واژه با مرور زمان، به حکم اطلاق جزء بر کل، بر خود بیرق یا درفش نیز اطلاق شده و نخستین فرهنگستان ایران کاربرد آن را به همین معنی و به جای علم و بیرق تأیید کرده‌است. در گذشته به پرچم یا بیرقی که در جنگ‌ها استفاده می‌شده «درفش» می‌گفتند که آن هم از فعل «دِرَفشیدن» یا «دِرُوْشیدن» در گویش‌ها به معنی «نوعی لرزیدن» است. از دیگر واژه‌های بیگانه برای این واژه در زبان فارسی «عَلَمْ» می‌باشد.
بر طبق منابع ترکیه‌ای واژه «پرچم» که به صورت وام‌واژه در ترکی عثمانی وجود داشته، واژه‌ای پارسی است که همان «پرچم» یا «پرچمنده» یا «برچم» یا «برچمنده» معنی می‌دهد و از «پر» (گونه قدیمی‌تر «بر»، به معنی «جلو» و یا به معنی «روی»، «بالای») و فعل «چمیدن» به معنی «پیچ و خم خوردن» تشکیل شده‌است. در لغتنامه دهخدا جزء واژه‌های غیرپارسی دسته‌بندی نشده‌است، بعضی گفته‌اند این واژه ریشه خارجی دارد اما شواهدی در این باره در دست نیست. این واژه در آغاز به معنی دیگری بوده اما بعدها در پارسی ایران جای واژه ترکی «بیرق» را گرفته‌است.
در اين تحقيق مي خواهيم پرچم ايران باستان يعني در فش كاوياني را بررسي كنيم كه توسط كاوه آهنگر بر پاشد و کاوه آهنگر شخصیتی اسطوره‌ای متعلق به ایران باستان است كه در شاهنامه فردوسی آمده است که او قیامی مردمی علیه فرمانروایی به نام ضحاک كرد.
واژگان كليدي : مفهوم پرچم ، درفش ، پيش بند كاوه آهنگر ،ايران باستان ، تاثير مذهب ، حكومت , فرهنگ غیر مادی .

لینک دانلود فایل PDF مربوط به پست: ۲۱_derafsh_kaviani